تبليغاتX
سردار
 
 
 
   
 
 

کارهای آقای خرمی

http://ghobarmaktab.persiangig.com/image/khoramai3.gif

http://ghobarmaktab.persiangig.com/image/khoramai2.gif

سلام ۵ تا کار جدید

http://ghobarmaktab.persiangig.com/khoramai4.gif

http://ghobarmaktab.persiangig.com/khoramai5.gif

http://ghobarmaktab.persiangig.com/khoramai6.gif

http://ghobarmaktab.persiangig.com/khoramai7.gif

http://ghobarmaktab.persiangig.com/khoramai8.gif

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار ادامه مطلب | 
 
 
   
 
  این خانه متروکه است

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار
 
 
   
 
 

تاج از فرق فلک برداشتن

جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ره یافتن

هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز، در انواع نعمت ها و ناز

شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح، از بام جهان چون آفتاب

روی گیتی را منور داشتن

حشمت و جاه سلیمان یافتن

شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن

ملک هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی که ما را خوشتر است

لذت یک لحظه مادر داشتن

 

--------------------------------------------------------------------------------------------یه کوچولو تقدیم به مادر گیتی حضرت زهرا(س):

ما مریدان راه مجنونیم ... عاشقان قبیله لیلا.... هدیه روز مادرت مادر ... 110 بار ذکر یا حیدر

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار
 
 
   
 
 

ماشینی تیک آف می کشد و با دنده سنگین و صدای وحشتناک به مسیرش ادامه می دهد. ابتدا احساس می کنی نوار تکنو گذاشته، لب می گزی و می گویی: «استغفرالله، حرمت این 10 روز را هم نگه نمی دارند.» اما دقیق تر می شوی، این صدای «داپس داپس» نیست، بلکه صدای «سین سین» است. یکی از دی جی های مداح نماست که دارد حنجره فرسایی می کند.

واقعاً چقدر وسیله برای دور شدن از او فراهم کرده ایم : چایی، سقاخانه، قیمه، شربت، سی دی و ....

 

بمیرم برای آن که میان این همه شلوغی گم شده است ...

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار
 
 
   
 
 

محرم می شود ... مشکی می پوشیم ... هیئت می رویم ... دسته می رویم ... سینه می زنیم ... زنجیر می زنیم ... اشک می ریزیم ... زار زار گریه می کنیم ... انگار همه فرشته شده ایم ... محرم تمام می شود ... مثل روز اول ... دیروز در سقاخانه به هم چای تعارف می کردیم و امروز چون گرگ های درنده شکمهای همدیگر را می دریم ...

سالهاست که محرم می شود ... رمضان می شود ... مشهد می رویم ... کعبه می رویم ... حاجی می شویم ... کربلایی می شویم... اما دریغ از ذره ای تغییر ... دریغ از ذره ای تاثیر... هر روز گرگ تر از دیروز..

 

بهتر نیست مردانه اعتراف کنیم، تنها هنرمان این است که بازیگران فوق العاده ای هستیم؟

 

فعلاً محرم است، مشکی می پوشیم، تا فردا ببینیم چه نقشی پیشنهاد می شود...

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار
 
 
   
 
 

به یاد مولایمان که می گفت: « سلونی : بپرسید از من» ، پس می پرسیم:

 

عقد اخوت(برادری)، یکی از فرائض روز عید غدیر است. طی عقد اخوت افرادی که خیلی با هم عیاق و هم کاسه هستند و با هم نان و نمک خورده اند می توانند به صورت کاملاً شرعی و قانونی با هم برادر شوند. که از این پس مرام و معرفتشان تا حدی تعریف شده می شود و حتی تا پای شفاعت آن دنیا هم می کشد.

بقیه اش هم خیلی زیاد است و تا 4،5 سال می توان در مورد عقد اخوت و ابعاد آن صحبت کرد و سمینار گذاشت و همایش بین المللی گرفت.

 

امٌا یک سوال؟

جایگاه زنان در متون بالا چیست؟

نکند فقط ما مردها باید صیغه اخوت بخوانیم و آن ها هم چون هویج نظاره گر داداش شدن ما باشند؟

نکند اصلاً این موجودات وجود خارجی ندارند و ما تحت تاثیر فیلم های هالیوودی دچار توهم وجود زن در جهان شده ایم؟

نکند وظیفه آن ها فقط درست کردن ترشی و دادن مربا به پدر خانواده است؟ (مربا بده بابا!)

نکند آن ها فقط حق دارند صیغه شوند تا وسیله ابراز شهوت مردانی هوسباز باشند؟

نکند ....

 

.

.

.

واقعا آیا اگر در مقابل پیوند برادری، واژه معادل پیوند خواهری نیز ذکر می شد، آسمان به زمین می آمد؟

 

ندایی می گوید این همه موج منفی دادی به دوستانی که این همه راه آمده اند تا این جا ... خستگی به تنشان ماند...

می بینم حق دارد، نگاهی می کنم به شما، لبخندی می زنم: «عیدتان مبارک!»

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار
 
 
   
 
 

ایرانی بازی ما دوباره گل کرد و برگ زرینی دیگر در تاریخ وبلاگ نویسان ثبت شد. بابا همین قضیه یلدا یازی را می گویم دیگر! که هر کس 5 راز خود را بنویسد و 5 نفر دیگر را هم به این سنت حسنه دعوت بکند.

خیلی ها هم ذوق کردند که ابعاد پنهانی شخصیت وسیعشان چقدر برای برای دیگران جذابیت دارد. ولی واقعا برای من به شخصه اصلا اهمیتی ندارد که تو چقدر احساسی هستی و یا چقدر صمیمانه پسر همسایه تان را دوست میداری ولی غرورت اجازه نمی دهد حرکتی انجام دهی! اصلاً خودت چقدر اهمیت داری که این 5 تا رازت برایم اهمیت داشته باشد.

(این چند خط هم برای آنهایی که مدام می گویند سردار زن ذلیل است و از بعضی موجودات حساب می برد!)

 

رازهای تو چیست سردار؟

مگر سردار داوینچی است که رمز و راز داشته باشد؟ اگر قرار بود ما رمز و راز داشته باشیم الان باید پشت میزمان می نشستیم و به شما وقت ملاقات می دادیم. تازه نه مستقیم. بلکه از طریق منشی عزیزمان که الهی همه به قربانش برویم. خلاصه این که این طرفها از این خبرا نیست و هر چه هست صداقت و روراستی است. شاید برای همین است که خیلی وقتها از دنیا عقب می مانم. عیبی ندارد. مگر دنیا ارزشی دارد که عقب افتادن از آن اهمیتی داشته باشد...

 

 

یعنی هیچی نمی خواهی بگویی؟

فکر کردم به جای این عوام گرایی ها و جو گرفتگی ها چه حرکت ارزشمندی می توان انجام داد که هم از عطش جستجوگری بعضی ها کم شود و هم عده ای دیگر با روحیات بنده بیشتر آشنا شوند.آمدیم یک TRIZ (خلاقیت) دادیم و چیزهایی که از آن تنفر داریم را برایتان لیست کردیم. ببینیم چقدر با هم اشتراکات فکری داریم؟

 

سردار از چه چیزهایی متنفر است؟

 

۱- ۹۹٪ وبلاگ نویس ها

۲- از میان دختر خانم ها:

دخترهایی که تا بهشون سلام می کنی فکر می کنن برای خواستگاری اومدی.

دختر خانمهایی که کمبود محبتشان را با بلند صحبت کردن و بلند خندیدن در معابر عمومی جبران می کنند.

دختر خانمهایی که تا وسط دنیا با آدم میان نه تا آخرش

دختر خانمهایی که تو واگن متروی آقایون سوار میشن

دختر خانمهایی که هنوز با تمام پدالهای ماشینشان آشنایی ندارند و لایی می کشند

دختر خانمهایی که مدام پای کیوسک های تلفن هستند

 

۳- از میان آقا پسرها:

آقا پسرهایی که همیشه در قسمت انتهایی اتوبوس می ایستند و رکیک ترین فحش ها را با صدای بلند فریاد می زنند

آقاپسرها یی که مدام چیزی در گوششان است و به خیال خودشان موسیقی گوش می کنند

آقا پسرهایی که پیشینه احساسی و عاشقیتی ندارند

آقا پسرهای اسکول همیشه سر در کتاب خرخون

آقا پسرهایی که احساس می کنند تنها هدف خلقت جنس مخالفشان بار کردن متلک های بی پاینشان می باشد

 

دوستانی که من از آن ها تقاضا دارم جلوه های پنهانی شخصیتشان را مردانه افشا کنند:

ظرف عشق/ رفع الله رایت العباس / عشقولی / سلام آقا 

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار
 
 
   
 
 

 

عین شین قاف


حرف كه مي‌زني

 من از هراس طوفان

زل مي‌زنم به ميز

به زيرسيگاري

به خودكار

تا باد مرا نبرد به آسمان.

 

لبخند كه مي‌زني

من
 ـ عين هالوها ـ

زل مي‌زنم به دست‌هات

به ساعت مچي طلايي‌ات

به آستين پيراهن ا‌ت

تا فرو نروم در زمين.

 

ديشب مادرم گفت تو از ديروز فرورفته‌اي

در كلمه‌اي انگار

در عین

در شين

درقاف

در نقطه‌ها.

مصطفی مستور

 درج این شعر در این وبلاگ یعنی حضرت مستور منتظر یک نقد اساسی باش...

تا روز نقد...فعلا...

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار
 
 
   
 
 

مطالب این وبلاگ در قالب سه موضوع ارائه خواهند شد:

1-     آسمانی ها: عشق های خدایی و فرازمینی؛ به نردبانی ماند که دو ویژگی دارد: یک این که فقط یک مقصد دارد، آن هم خداست و دو این که نه نردبان می لغزد و نه تو از روی آن می افتی. یعنی بی شک به خدا می رسی، اگر پای بر پله اول نهی.

2-     زمینی ها : عشق های زمینی که شاید به خدا برسد و شاید به شیطان؛ همه چیز بستگی به خودتان دارد.

3-     طنز: صد البته واضح و مبرهن است که تمام ایرانیان در این زمینه دارای فوق تخصص هستند و ورود ما به این عرصه روده درازی نابخشودنی خواهد بود.

 

در مورد نظرات:

راستی! دستت درد نکنه، از این که لطف کردی و نظر دادی. آقای مخالف و آنتی سردار، خانم منتقد. با شما هستم. آره ... نه، اصلاً ناراحت نیستم... شاید خیلی جاها حق با شما ها بوده. اگه قرار باشه نتونم بگم یه جاهایی اشتباه کردم که دیگه یه آدم معمولی هم نمی تونم باشم، چه برسه به آدم بزرگ.

به هر حال به نظر من، زمان قاضی خوبی برای برای ادعاهای ماست. اگه بهش فرصت بدیم، لاف زدن ها و دروغ هامون مشخص میشه. ببینیم تا فردا کی چیکارست!

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار
 
 
   
 
 

شب میلاد امام رضا(ع) بود و ما نیز میهمان محفل مکتب الزهرا(س) بودیم. عجیب شبی بود و سیر فرشتگان متواتر و نظر خاص اولیاء بر محفل مذکور مشهود. ما هم به طبع، حال بد مستی و طرب عاشقانه داشتیم و دل مدام بین بهشت و عرش و حرم پر می زد و گاه گاهی عجیب یار دلنوازی می کرد و آدم متوجه می شد که اکنون نظر مرحمتی شده و حضرت به این دل خستۀ تاریک نیز عنایتی نموده اند. به هر حال وقت باده نوشی و پرواز و اوج و اشک نیز به پایان رسید و از عرش به فرش آمدیم و پای از بهشت بیرون و بر پدال گاز نهادیم و در این خیابان های غریب، سیر منزل می کردیم.

نکته جالب این که در مسیر بازگشت، تمام چراغ های مقابلمان، همه سبز بود. من این گونه می فهمم که حضرت می خواستند بگویند: همه راههای مقابل شما که می توانستند بسته باشند، با عنایت ما همیشه باز است.

 
 
 |    نوشته شده توسط سردار ادامه مطلب | 
 
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین